تبليغاتX
سوره تماشا

قالب پرشین بلاگ


سوره تماشا

در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید، این شمالیترین شهر دانمارکیهاست ..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمیشوند و بنابرین این راستا بوجود میاد

و این همان چیزی است که در قرآن آمده است

 

سورة مباركه  الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20)  فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22) 

19. دو دريا را به گونه اي روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما ميان آن دو حد فاصلي است كه به هم تجاوز نمي کنند.21. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟

22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.

 

 

سوره مباركه فرقان آیه 53:

« و هو الذي مَرَجَ البحرينِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَينَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

 و اوست كسي كه دو دريا را موج زنان به سوي هم روان كرد اين يكي شيرين و آن يكي شور و تلخ است وميان آندو حريمي استوار قرار داد.

 

سوره مباركه فاطر آيه 12:

وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

 اين دو دريا يکسان نيستند: يکی آبش شيرين و گواراست و يکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خوريد، و از آنها چيزهايی برای آرايش تن خويش بيرون می کشيد و می بينی که کشتي ها برای يافتن روزی و غنيمت، آب را می شکافند و پيش می روند، باشد که سپاسگزار باشيد.

 

سوره مباركه نمل آيه 61:

اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَينَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿61﴾

[آيا شريكانى كه مى‏پندارند بهتر است‏] يا آن كس كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن، كوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و ميان دو دريا برزخى گذاشت؟ آيا معبودى با خداست؟ [نه،] بلكه بيشترشان نمى‏دانند.

[ سه شنبه 4 بهمن1390 ] [ 11:8 ] [ سام ]
خداوند به انسان آموخت تا بیاموزد محبت را؛تا زنده کند فطرت خداوندی خویش،و روحش تازه شود.

و من از پروردگار خویش آموختم؛محبت را،صداقت را،شهامت را.و آموختم که با شهامت،صادقانه محبت کنم،اما...هیچ کس قدر ندانست.از مردم بریدم،در خود شکستم،از زبانم سکوت بر آمد و از قلبم فریاد:"خسته ام،از این تنهایی ماتم زده،از این دنیای حریص که عمر مرا به کام خویش می کشد خسته ام!"

ندایی گوشم را نوازش داد:"انا عند منکسره قلوبهم من اجلی"قلبم گفت:"نزدیک بیا،من شکسته ام"گفت:"نحن اقرب الیه من حبل الورید"قلبم گفت:"چگونه بیابمت؟"گفت:"انی قریب،اجیب الدعوه الداع اذا دعان"

خواندمش،آتشی قلبم را سوزاند...بعد ها دانستم که فرندان آدم،آتش دل را عشق می گویند.

 

 

[ دوشنبه 28 آذر1390 ] [ 9:3 ] [ سام ]
قلم...می نگاردبر کاغذ سفید،می سازدحروف را،کلمات را،جملات را؛گاه،احساسی می نگارد،گاه،اندیشه ای.گاه غمی می نگارد و گاه سروری.توان آفرینش کلمه در زبان هم هست،نقش زدن بر لوح سفید کاغذ،سیاه کردن،تغییر دادن پاکی به ناپاکی دشوار نیست.

قلم خداوند،نقشی دیگر دارد؛گاه درددلی،اندیشه ی پاکی،روح جاودانی،عشق بی کرانی می سراید.می سراید تا فرزند آدم بیاموزد اندیشه چیست،احساس کجاست و روح چگونه است و احساس کند که با اندیشیدن در روح،حقیقت عشق نمی توان دریافت،و ((میان گل نیلوفر و قرن،پی آواز حقیقت بدود))

ن.والقلم و ما یسطرون 

[ یکشنبه 6 آذر1390 ] [ 12:17 ] [ سام ]
خدایا!به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم.بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم،اما آن گونه که تو دوست داری.خدایا!چگونه زیستن را به من بیاموز،چگونه مردن را خود خواهم دانست.

دکتر علی شریعتی/نیایش/ص ۱۰۵

 

[ شنبه 5 آذر1390 ] [ 12:11 ] [ سام ]

گفت هرگز با خیال ما مکن عیشت تباه

گفتمش ما با خیالت زندگانی می کنیم

[ شنبه 5 آذر1390 ] [ 12:5 ] [ سام ]

درد من زیستن نیست،درد من چگونه زیستن است؛اضطراب من از مرگ نیست،از چگونه مردن است.بیهوده زیستن را بیهوده مردن در پی باشد و نبودن صد شرف دارد بر بیهوده بودن.چرا که خداوند سبحان هیچ چیز بی حکمت نیافرید،پس خلقت مرا حکمتی باید،و حکمت پروردگار را بیهودگی نشاید

چه حکمت است در پی خلقت انسان،در پی این روح دمیدن،در پی خلیفه الهی؟این چه حکمت است که لجن را مسجود مقربان میسازد؟

شاید حکمت بتوان از جایی دریافت که خداوند سبحان ملائک را فرمود:من چیزی میدانم که شما نمیدانید،پس قدری تامل کنید،تا ذره ای از قدرت خداوندی خویش بر شما نمایان سازم

در آن روز که علی-علیه السلام-در بستر نبی میخوابد،در بستر مرگ!و قربانی میکند با ارزش ترین سرمایه ی خودش در دنیا،هستی دنیوی خود را،لذت های حیات خود را،و همه چیزش را... .یا آن روز که حسین-علیه السلام-سینه به تیغ دشمن میسپارد،شش ماهه به عرش میفرستد،غم برادر از دست دادن میکشد،زجر زن و فرزند میبیند،زخم جفا میخورد،و رضایت دارد از این همه رنج

این همه برای هدف است، برای هدف! و چه چیزی،چه کسی،چه نیرویی یارای مقابله با انسان مختار دارد تا ایثار کند هستی خویش را؟چه نیرویی جز عشق؟

این حکمت،این هدف از زیستن،عشق است.و تنها عشق است که در عالم ماده وصفی را لایق آن نیست،چون ذات باری تعالی؛و همین نشانی باشد بر الهی بودن آن.و دوم نشان آن باشد که پروردگار در ذات همه کس عشق نهفته،و این عشق تنها لایق دل انسان ساخته

اما هرکس توانا باشد بر ظاهر ساختن این عشق؛پس چه فرق است میان بهشت و دوزخ؟

کار مشکل معشوق حقیقی جستن است در این عالم هزار رنگ،بین وسوسه و ندای حق

[ یکشنبه 8 آبان1390 ] [ 12:11 ] [ سام ]

آخر هر چیزی خوب می شه

اگه خوب نشد...

بدون هنوز آخرش نشده.

 

چارلی چاپلین

 

 

 

[ یکشنبه 24 مهر1390 ] [ 12:42 ] [ سام ]

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

[ چهارشنبه 9 شهریور1390 ] [ 12:57 ] [ سام ]

چو فرق شير حق بشكافت شمشير           قلم آن دم شكست و لوح و تقدير

قمر منشقّ شد و بگرفت خورشيد              پريشان عقل كل شد ، عرش لرزيد

زمين و آسمان اندر تب و تاب                     كه خون آلوده گشته ، روى مهتاب

سرى كه مخزن سرّ خدا بود                       شكست و كنز مخفى گشت مشهود

قيامت قامتى بر خاك افتاد                          بزد جبريل در آفاق فرياد :

كه ثارالله ناگه بر زمين ريخت                       فغان ، شيرازه توحيد بگسيخت

مگر ويران شده اركان ايمان                         مگر بشكسته سقف عرش رحمان

فلك،خون درغمش ازديده مى سفت       على « فزتُ وربّ الكعبه » مى گفت

(حاج شیخ حسین وحید خراسانی)

 

[ دوشنبه 31 مرداد1390 ] [ 16:54 ] [ سام ]
خداوند به داوود-علیه السلام-وحی کرد هر بنده ای از بندگانم به جای پناه بردن به دیگری با نیت خالص به من پناه آورد،از کارش چاره جویی میکنم،گرچه همه ی آسمان ها و زمین و هرچه در آن هاست،علیه او توطئه کنند

کافی،ترجمه،ج۳،ص۱۰۶

[ یکشنبه 23 مرداد1390 ] [ 11:26 ] [ سام ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به تماشا سوگند
و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن
واژه ای در قفس است
...
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

بیلیارد آنلاین 2 نفری بازی
بک لینک فا